۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

روزهای پایانی 95

اگه بخوام یه آنالیز سریع وکلی روی امسال داشته باشم باید بگم واقعا مزخرف بود! یا نه بزارین دقیق تر بگم، توی سال 95 من واقعا آدم مزخرفی بودم. پر از پسرفت و تلاش نکردن و به جایی نرسیدن و قدر خودمو و روزای عمرمو ندونستن بودم!

پس میخوام همینجا کتبا به خودم قول بدم که سال 96 جبران تمام کم کاریای 95 رو بجا بیارم، هرچند روزای گذشته برنمگیردن اما از این بعد سعی میکنم برای خودم حسرتی باقی نزارم.
    • سیمپل
    • جمعه ۲۷ اسفند ۹۵

    به قول بزرگی "بچه خوبه ولی بچه ی مردم!"

    همانقدر که بچه ها شیرین ترین موجودات دنیا هستند همانقدر هم صدای گریه اشان  آزاردهنده ترین صدای موجود در دنیاست!

    • سیمپل
    • چهارشنبه ۲۵ اسفند ۹۵

    من چیزی بیشتر از این نمیخوام!

    یه پشت بوم داشته باشی پر از گلدون و گل و گمبیلای رنگی رنگی و یه میز صندلیِ چوبیِ دست سازِ کوچیکِ گوگولی که هر وقت عشقت کشید بشینی و داستان بنویسی...

    • سیمپل
    • چهارشنبه ۲۵ اسفند ۹۵

    وسیله هایی برای رسوندن پدران و مادران به آرزوهاشون!

    همه ی بدبختی ها از اونجا شروع میشه که ما بچه های پدر و مادرمونیم!

    بزارین دقیق تر بگم،

    همه ی بدبختی ها از اونجا شروع میشه که بچه ارشد خانواده باشی!

    • سیمپل
    • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵

    مرگ بر سیب زمینی!

    قبنا سیب زمینی خام میخوردم مامان میگفت نخور کرم میگیری!همه ی ادمایی که کرم دارن از سیب زمینیه؟ راستش این روزا تعداد اینجور ادما زیاد شده! باید تولید سیب زمینی رو متوقف کنیم، باید!! :))

    • سیمپل
    • جمعه ۶ اسفند ۹۵
    نویسندگان